Episodios

  • اخلاق آزادی - فصل پنجم
    Nov 27 2025
    استراتژی آزادی: مانیفست ابولیشنیسم و پایان دولت‌گراییآیا آزادی بالاترین هدف سیاسی است و اگر چنین است، چگونه می‌توان آن را فوراً و بدون سازش تحقق بخشید؟ در این فصل بنیادین، مورای راتبارد یک نظریه نظام‌مند استراتژی برای عبور از وضعیت آشفته کنونی به سوی یک جامعه کاملاً آزاد تدوین می‌کند که بر حقوق طبیعی و ریشه‌های اخلاقی عدالت استوار است.معرفیاین اپیزود به تحلیل ضرورت اخلاقی «ابولیشنیسم» (الغای فوری و کامل همه اشکال تجاوز به آزادی) می‌پردازد و تدریج‌گرایی نظری را به عنوان یک ابزار استراتژیک متناقض و بی‌اعتبار کننده هدف نهایی آزادی، طرد می‌کند. ما بررسی می‌کنیم که چگونه یک جنبش آگاهانه لیبرتارینی باید مطالبات گذار خود را (مانند کاهش مالیات یا لغو قوانین دولتی) به‌گونه‌ای هوشمندانه تنظیم کند که هدف نهایی آزادی کامل همواره در نظر باشد و از انحرافات ویرانگر «فرصت‌طلبی راست» و «فرقه‌گرایی چپ» پرهیز نماید. در نهایت، به شرایط عینی (بحران دولت‌گرایی) و ذهنی (آمادگی جنبش فکری) برای دستیابی به پیروزی آزادی در عصر مدرن پرداخته می‌شود.نکات کلیدیآزادی به مثابه اصل عدالت: آزادی بالاترین هدف سیاسی است که باید با شور و اشتیاق اخلاقی دنبال شود، زیرا ریشه در اصل عدالت و قانون طبیعی دارد.آزمون دکمه جادویی: رویکرد ابولیشنیستی به این معناست که لیبرتارین باید فوراً «دکمه جادویی» لغو همه تجاوزات به آزادی را فشار دهد، چرا که به تأخیر انداختن آزادی، دفاع از تداوم جرم و بی‌عدالتی است.هدف، وسیله را توجیه می‌کند: وسایلی که به کار می‌روند نباید با هدف نهایی (آزادی و اصل عدم تجاوز) در تضاد باشند؛ توسل به تدریج‌گرایی نظری یا خشونت تجاوزگرانه، هدف را از درون تضعیف می‌کند.استراتژی مطالبات گذار: مطالبات گذار باید به عنوان حداقل مطالبات و نه هدف نهایی معرفی شوند و هرگز نباید با طرح برنامه‌های گام‌به‌گام از پیش طراحی شده، شتاب حرکت به سوی آزادی را کاهش داد.نبرد با دولت: با درک این حقیقت که دولت «دشمن دائمی بشر است»، هر فرصتی برای کاهش قدرت دولت (مانند لغو مالیات) باید با اشتیاق دنبال شود، حتی اگر منجر به کسری بودجه شود.انحرافات استراتژیک: پرهیز از «فرصت‌طلبی راست» (فدا کردن هدف نهایی برای دستاوردهای کوچک) و «فرقه‌گرایی چپ» (خیانت دانستن هر گام استراتژیک)، چرا که هر دو برای تحقق هدف نهایی ویرانگرند.شرایط پیروزی: پیروزی آزادی نیازمند «شرایط عینی» (فروپاشی بحران‌گونه دولت‌گرایی ناشی از شکست‌های اقتصادی و تورم) و «شرایط ذهنی» (وجود یک جنبش آگاهانه و هسته پیشتاز متخصصان) است.نتیجه‌گیریشما با چارچوب استراتژیک قدرتمندی آشنا می‌شوید که نه تنها تعهد رادیکال به عدالت را به ابزار کارآمدی برای تحقق آزادی تبدیل می‌کند، بلکه مسیر عبور از بحران‌های دولت‌گرایی کنونی به سوی یک نظام کاملاً آزاد را روشن می‌سازد.واژگان: ابولیشنیسم، تدریج‌گرایی نظری، استراتژی آزادی، مطالبات گذار، فرصت‌طلبی راست، فرقه‌گرایی چپ، فروپاشی دولت‌گرایی، مورای راتبارد.💰 حمایت مالیدرگاه حمایت ریالی و ارزیآدرس کیف پول TON:UQAzf4ATpTXYCIXHzjTYiddEpdDd2cMae_7vwQFlgMyEPMuhآدرس کیف پول (ETH, ARB, BNB, Base, OP, POLY):0x75a99c6206874a32929972605ec41b01E8bcdd13© LearnCast — تولید و پژوهش
    Más Menos
    1 h y 1 m
  • اخلاق آزادی - فصل چهارم
    Nov 19 2025

    آزادی بر پایه‌های سست: نقد اخلاقی لیبرالیسم مدرن

    آیا آزادی فردی و حقوق مالکیت را می‌توان بر پایه‌های سست اخلاق ذهنی و بی‌طرفی ارزشی بنا کرد؟ این اپیزود تخصصی، ناکامی چهار تلاش مدرن و برجسته در سنت لیبرالیسم کلاسیک را برای دستیابی به آزادی بدون تعهد به اخلاق عینی، موشکافی می‌کند.

    معرفی

    در این قسمت، ما نقدی عمیق و منسجم بر چهار نظریه جایگزین در لیبرالیسم مدرن ارائه می‌دهیم که تلاش کردند از بازار آزاد و عدم مداخله دولت دفاع کنند، اما از بنیان‌گذاری آزادی بر حقوق طبیعی و اخلاق عینی پرهیز کردند. با تکیه بر استدلال‌های «مورای راتبارد»، نشان می‌دهیم که چگونه مکاتبی که سعی داشتند اقتصاد را از قضاوت‌های اخلاقی جدا کنند، در نهایت بنیانی ناقص و ناپایدار برای حقوق فردی فراهم کردند.

    نکات کلیدی

    • شکست فایده‌گرایی: نقد معیارهای فایده‌گرایانه و بهینگی پارتو به دلیل ذهنی بودن و غیرقابل اندازه‌گیری بودن «مطلوبیت»، که عملاً مهر تأییدی بر وضعیت ناعادلانه موجود می‌زند.
    • تناقض میزس و بی‌طرفی ارزشی: تحلیل ناتوانی لودویگ فون میزس در دفاع از عدم مداخله دولت در چارچوب «پراکسیولوژی بی‌طرف از ارزش»؛ جایی که ترجیحات زمانی یا اهداف رقیب (مانند حسادت) می‌توانند مداخله دولت را حتی با درک پیامدهای اقتصادی آن، توجیه کنند.
    • نقایص آزادی منفی هایک و برلین: بررسی لغزش آیزایا برلین از آزادی منفی به آزادی مثبت و شکست فریدریش هایک در ارائه تعریفی دقیق از «اجبار»، که منجر به هم‌تراز شدن اعمال داوطلبانه با خشونت تهاجمی شد.
    • نقد دولت حداقلی نوزیک: رد کامل استدلال «دست نامرئی» رابرت نوزیک و نظریه قرارداد اجتماعی او، و تشریح اینکه چگونه اصول جبران و ریسک او در نهایت به استبداد و دولت فراحدداقلی ختم می‌شود.

    نتیجه‌گیری

    شما درک خواهید کرد که چرا برای تضمین پایداری آزادی و حقوق مالکیت فردی، باید از اقتصاد بی‌طرف از ارزش فراتر رفته و یک اخلاق عینی مبتنی بر «حقوق طبیعی» و «مالکیت بر خویشتن» را بنیان گذاشت.

    واژگان: مورای راتبارد، اخلاق آزادی، فایده‌گرایی، لودویگ فون میزس، رابرت نوزیک، دولت حداقلی، حقوق سلب‌ناشدنی.

    💰 حمایت مالی

    درگاه حمایت ریالی و ارزی


    آدرس کیف پول TON:
    UQAzf4ATpTXYCIXHzjTYiddEpdDd2cMae_7vwQFlgMyEPMuh

    آدرس کیف پول (ETH, ARB, BNB, Base, OP, POLY):
    0x75a99c6206874a32929972605ec41b01E8bcdd13

    © LearnCast — تولید و پژوهش

    Más Menos
    2 h y 43 m
  • ریشه های آلمان هیتلری - فصل هفتم
    Oct 25 2025

    وعده‌های متناقض: استراتژی ملی‌سوسیالیسم در آلمان وایمار

    آیا می‌دانستید یک ایدئولوژی چگونه توانست هم‌زمان به کارگران وعده‌ی مشارکت در سود بدهد و به صاحبان املاک وعده‌ی حمایت، در حالی که هر دو گروه را به اتحاد طبقاتی فرا می‌خواند؟ چگونه ملی‌sوسیالیسم توانست با وعده‌های متناقض، آرای تقریباً تمامی گروه‌های عمده‌ی آلمان را به دست آورد؟

    معرفی

    در این اپیزود، ما استراتژی ایدئولوژیک حزب نازی را در جلب حمایت توده‌ای در آلمان وایمار بررسی می‌کنیم. ملی-سوسیالیسم به عنوان یک سنتز واحد، قدرت ملت بر فرد و حاکمیت دولت بر تمام شئون را تبلیغ می‌کرد و توانست با در هم شکستن جنگ طبقاتی، جامعه‌ای یکپارچه حول مفهوم «منفعت عمومی» بسازد. «بیست و پنج اصل» نازی‌ها یک برنامه همه‌جانبه بود که هر بخش از جمعیت، از مرتجع تا رادیکال، را هدف قرار می‌داد و خشم موجود علیه ثروتمندان و سرمایه‌ی مالی بین‌المللی را به کار می‌گرفت.

    نکات کلیدی

    • سنتز سوسیالیسم ملی: جوهره ایدئولوژی نازی بر پایه غلبه قدرت ملت بر فرد و حاکمیت دولت بر اقتصاد بود.
    • جذب طبقه متوسط: هیتلر با هدف قرار دادن طبقه متوسط آلمان، به‌ویژه خرده‌کسبه‌ها و یقه سفیدها که از کمونیسم و قدرت اتحادیه‌های کارگری هراس داشتند، خلأ حمایتی آن‌ها را پر کرد.
    • بیست و پنج اصل: این مانیفست مجموعه‌ای از مطالبات رادیکال و اقتصادی متضاد را شامل می‌شد، از جمله اصلاحات ارضی برای دهقانان و مشارکت در سود برای کارگران.
    • برتری منفعت عمومی: اصل اصلی حزب این بود که «منفعت عمومی مقدم بر منفعت شخصی است»، که به نازی‌ها اجازه می‌داد از آزادی‌های اقتصادی و سیاسی چشم‌پوشی کنند.
    • استفاده از نفرت و خشم: نازی‌ها جامعه‌ی پاره‌پاره‌ی آلمان را با کانالیزه کردن خشم جوشان علیه دشمنان داخلی و خارجی (سودجویان، یهودیان، نظام ورسای) بسیج کردند.

    نتیجه‌گیری

    شما خواهید آموخت که چگونه یک جنبش توتالیتر، با نفی «منطق» و توسل به «احساسات» و ارائه وعده‌های متناقض، توانست به تمامی گروه‌های آلمانی، «همه چیز را به همه کس» وعده دهد.

    واژگان: ملی‌سوسیالیسم، آلمان وایمار، بیست و پنج اصل، جنگ طبقاتی، طبقه متوسط، پوپولیسم، سرمایه‌داری مالی.

    💰 حمایت مالی

    درگاه حمایت ریالی و ارزی


    آدرس کیف پول TON:
    UQAzf4ATpTXYCIXHzjTYiddEpdDd2cMae_7vwQFlgMyEPMuh

    آدرس کیف پول (ETH, ARB, BNB, Base, OP, POLY):
    0x75a99c6206874a32929972605ec41b01E8bcdd13

    © LearnCast — تولید و پژوهش

    Más Menos
    28 m
  • ریشه های آلمان هیتلری - فصل ششم
    Oct 22 2025

    جمهوری احساس‌گرا: طرد عقلانیت در آلمان وایمار

    چگونه طرد فزاینده عقلانیت توسط فرهنگ آلمان وایمار، مسیری محتوم به سوی تباهی را هموار کرد؟ این اپیزود ریشه‌های آلمان هیتلری را در همبستگی شگفت‌انگیز جنبش‌های هنری، آموزشی و اقتصادی آن دوره جستجو می‌کند.

    معرفی

    ما به عمق «جمهوری احساس‌گرا» می‌رویم، جایی که هنر آوانگارد (اکسپرسیونیسم) و محافظه‌کاری ملی‌گرا هر دو، امر غیرعقلانی و شور هیستریک را برتر از عقل می‌دانستند. این وحدت فکری در کنار هرج و مرج اقتصادی ناشی از تورم بزرگ ۱۹۲۳، آخرین بقایای «فاحشه روشنگری» را از بین برد و آلمانی‌ها را برای اطاعت از فرامین دیکتاتوری آماده ساخت. تحلیل می‌کنیم که چگونه جمع‌گرایی لگام‌گسیخته، از مدارس پیشرو گرفته تا تئاتر, نهایتاً به یک نتیجه سیاسی واحد منتهی شد.

    نکات کلیدی

    • اکسپرسیونیسم: به عنوان مکتب هنری پیشرو، با طرد زیبایی، ساختار منطقی، واقعیت مادی و اخلاقیات بورژوایی، کیش امر غیراعقلانی را ترویج می‌کرد.
    • برتری احساس بر عقل: فلسفه مشترک هر دو جناه فرهنگی بود؛ از آرنولد شونبرگ و واسطی کاندینسکی در چپ تا ریچارد واگنر و اشتفان گورگه در راست.
    • آموزش جمع‌گرا: جنبش‌های جوانان (واندرفوگل) و سیستم آموزش پیشرو، با ترویج کنش بدون هدف آگاهانه و جایگزینی فردیت با منافع گروه، دانش‌آموزان را برای اطاعت جمعی آماده می‌کردند.
    • اقتصاد مختلط: رقابت بی‌رحمانه گروهی را بر سر امتیازات دولتی ایجاد کرد و به نام «فداکاری برای ملت»، زمینه ساز فروپاشی اقتصادی شد.
    • تورم بزرگ ۱۹۲۳: (۴۲۰۰ میلیارد مارک در برابر هر دلار) به عنوان نتیجه منطقی نادیده گرفتن علیت و تجلی جنون فرهنگی در عرصه مالی بود.

    نتیجه‌گیری

    با تحلیل این دوره، درک خواهید کرد که چگونه ایده‌های فلسفی پنهان در فرهنگ، نهایتاً سرنوشت سیاسی و اقتصادی یک ملت را تعیین می‌کنند.

    واژگان: آلمان وایمار، اکسپرسیونیسم، غیراعقل‌گرایی، تورم بزرگ ۱۹۲۳، ریچارد واگنر، جمهوری احساس‌گرا، جمع‌گرایی.

    💰 حمایت مالی

    درگاه حمایت ریالی و ارزی


    https://hamibash.com/LearnCast

    آدرس کیف پول TON:
    UQAzf4ATpTXYCIXHzjTYiddEpdDd2cMae_7vwQFlgMyEPMuh

    آدرس کیف پول (ETH, ARB, BNB, Base, OP, POLY):
    0x75a99c6206874a32929972605ec41b01E8bcdd13

    © LearnCast — تولید و پژوهش

    Más Menos
    54 m
  • ریشه های آلمان هیتلری - فصل پنجم
    Oct 21 2025

    ریشه‌های فلسفی وایمار: اتحادی علیه فردگرایی

    چگونه آلمانِ پس از جنگ توانست آزادترین جمهوری تاریخ لقب بگیرد، در حالی که شالوده آن بر ایده‌های جمع‌گرایی و اقتدارگرایی اقتصادی بنا شده بود؟ این اپیزود به بررسی دقیق ریشه‌های فلسفی وایمار می‌پردازد که نه تنها فروپاشی آن، بلکه واقعیت ظهور هیتلر را قابل فهم ساخت.

    معرفی

    این تحلیل عمیق از نهادهای جمهوری وایمار نشان می‌دهد که چگونه تمام احزاب اصلی (سوسیال دموکرات‌ها، محافظه‌کاران و مرکز) در رد فردگرایی کلاسیک و پذیرش نسخه‌های مختلفی از دولت‌گرایی متحد بودند. فروپاشی جامعه نه ناشی از تضاد تاکتیکی، بلکه از یک اتحاد ایدئولوژیک ویرانگر بر سر کلیات فلسفی نشأت گرفت. این اتحاد در قانون اساسی ۱۹۱۹ متبلور شد؛ سندی که به‌جای تضمین حقوق سلب‌ناشدنی، قدرت نامحدودی را به دولت برای قانون‌گذاری به نام "خیر همگانی" اعطا کرد.

    نکات کلیدی

    • تناقض سوسیال دموکرات‌ها: گیر افتادن میان آرمان‌های رادیکال مارکسیستی (مالکیت عمومی و دولت قدرتمند) و روش‌های محافظه‌کارانه اصلاح‌طلب پارلمانی.
    • ناسیونالیسم راست‌گرا: رد صریح خرد غربی، بیزاری از لیبرالیسم عقلانی، تمایل به اقتدار پدرسالارانه پروسی، و حمایت از کنترل دولتی اقتصاد.
    • مرکز فلسفی (شکاکیت و سازش): لیبرال‌های نوع ماکس وبر معتقد بودند باید به توده‌ها گفت که خرد عاجز است و علم نمی‌تواند درباره اخلاق یا سیاست داوری کند.
    • قانون اساسی دولت‌گرا: سلب مالکیت و ادغام بنگاه‌های اقتصادی به نفع منافع جمع‌گرایی را مجاز دانست و تضمین حقوق بنیادین را مشروط به "قانون فدرال" کرد.
    • ترور سرخ و سفید: فلج ایدئولوژیک میانه‌روها (سوسیال دموکرات‌ها) باعث شد که سرکوب کمونیست‌ها به نیروهای شبه‌نظامی نیهیلیست (فرای کورپس) واگذار شود.

    نتیجه‌گیری

    درک خواهید کرد که چگونه ایده‌های بنیادین فلسفی، در روح و نهادهای یک جامعه نفوذ می‌کنند و ظهور یک نظام توتالیتر را پیشاپیش در ساختار حقوقی و ایدئولوژیک قابل فهم می‌سازند.

    واژگان: جمهوری وایمار، دولت‌گرایی اقتصادی، اقتدارگرایی، قانون اساسی ۱۹۱۹، فرای کورپس، سوسیال دموکراسی، شکاکیت ماکس وبر.

    💰 حمایت مالی

    درگاه حمایت ریالی و ارزی : https://hamibash.com/LearnCast

    آدرس کیف پول TON:
    UQAzf4ATpTXYCIXHzjTYiddEpdDd2cMae_7vwQFlgMyEPMuh

    آدرس کیف پول (ETH, ARB, BNB, Base, OP, POLY):
    0x75a99c6206874a32929972605ec41b01E8bcdd13

    © LearnCast — تولید و پژوهش

    Más Menos
    1 h y 5 m
  • ریشه های آلمان هیتلری - فصل چهارم
    Oct 18 2025
    خردستیزی و معرفت‌شناسی نازیسم

    آیا نازیسم فقط یک ایدئولوژی نژادپرستانه بود یا حمله‌ای سازمان‌یافته به بنیاد عقل انسانی؟
    این اپیزود به تضاد میان دولت‌گرایی و خرد می‌پردازد و نشان می‌دهد این دو هرگز نمی‌توانند همزیست باشند.

    معرفی

    این فصل به بررسی هسته معرفت‌شناختی نازیسم می‌پردازد، جایی که خردستیزی و عرفان‌گرایی جوهر اندیشه‌اند. ریشه‌های تاریخی این رویکرد در رمانتیسیسم و فلسفه کانت و هگل جستجو می‌شود که بستر پذیرش غریزه به‌جای منطق را فراهم کردند. هدف نازی‌ها از این مبنا، ایجاد پایگاه فکری برای اطاعت کورکورانه بود.

    نکات کلیدی
    • خردستیزی و عرفان‌گرایی: نفی عقل در برابر غریزه، احساس و شهود.
    • اقتباس از رمانتیسیسم: ستایش شور و اراده، در تقابل با عقلانیت روشنگری.
    • دوگانه‌ی معرفت‌شناختی نازی: ترکیب ایمان کورکورانه با پراگماتیسم سودمحور.
    • سوبژکتیویسم نژادی: انکار حقیقت عینی و خلق «منطق آریایی» برای توجیه تناقض‌ها.
    • آموزش ضد فکری: پرورش بدن و غریزه در کودکان، بی‌اهمیت‌سازی دانش و منطق.
    نتیجه‌گیری

    این اپیزود نشان می‌دهد چگونه حمله به حقیقت عینی، به سلاح فکری رژیم‌های توتالیتر بدل شد تا اطاعت کورکورانه را تثبیت کنند.

    واژگان: خردستیزی، معرفت‌شناسی نازی، دولت‌گرایی، رمانتیسیسم، دوگماتیسم، پراگماتیسم، سوبژکTIویسم.

    💰 حمایت مالی

    برای پشتیبانی از اپیزودها از درگاه یا ولت‌ها استفاده کنید:

    درگاه حمایت:
    hamibash.com/LearnCast

    کیف پول TON:
    UQAzf4ATpTXYCIXHzjTYiddEpdDd2cMae_7vwQFlgMyEPMuh

    ولت برای ETH, ARB, BNB, Base, OP, POLY:
    0x75a99c6206874a32929972605ec41b01e8bcdd13

    © LearnCast — تولید و پژوهش

    Más Menos
    1 h y 37 m
  • برای یک آزادی جدید - فصل پانزدهم - یک استراتژی برای آزادی
    Oct 16 2025

    استراتژی آزادی: فصل پایانی کتاب «برای یک آزادی جدید»

    به آخرین قسمت از کتاب صوتی مورای روتبارد، «برای یک آزادی جدید» (For a New Liberty) خوش آمدید!
    در این فصل پایانی، روتبارد به پرسشی اساسی می‌پردازد: «چگونه می‌توانیم به پیروزی برسیم؟» و استراتژی‌ای روشن برای آزادی (A Strategy for Liberty) و آینده جنبش لیبرتارین ارائه می‌دهد.

    معرفی

    در این اپیزود، روتبارد با نگاهی ترکیبی به فلسفه سیاسی و اقتصاد، بر اهمیت آموزش و نظریه تأکید دارد—اما نه آموزشی سطحی؛ بلکه پرورش یک نظریه منسجم و ایجاد یک جنبش فعال برای ترویج آن. او هشدار می‌دهد که نظریه بدون جنبش بی‌اثر است و جنبش بدون نظریه بی‌هدف.

    نکات کلیدی

    • آموزش، نظریه و جنبش: سه رکن پیروزی از نگاه روتبارد (آموزش مستمر، نظریه‌پردازی عمیق، و جنبشی فعال).
    • مخاطبان واقعی لیبرتارینیسم: برخلاف تصور رایج، مخاطبان مناسب، جوانان دانشگاهی، روزنامه‌نگاران و طبقه متوسط هستند، نه نخبگان وابسته به دولت.
    • رد تدریجی‌گرایی فرصت‌طلبانه: مخالفت شدید با رویکردهایی که به‌خاطر نتایج فوری، اصول آزادی را قربانی می‌کنند و تأکید بر حفظ پرچم رادیکال آزادی.
    • رد فرقه‌گرایی چپ‌گرایانه: هشدار همزمان در مورد رد هر گام انتقالی مشروع به‌سوی آزادی، چراکه این رویکرد دستیابی به هدف را ناممکن می‌سازد.
    • معیار اقدامات انتقالی مشروع: هر اقدام میانی باید همسو با هدف نهایی آزادی باشد و هرگز آن را نقض نکند (مانند کاهش مالیات).

    نتیجه‌گیری

    روتبارد توضیح می‌دهد که چرا آزادی در نهایت پیروز خواهد شد: هم در بلندمدت (چون با ماهیت انسان و جهان سازگار است) و هم در کوتاه‌مدت (چون دولت‌گرایی در اداره اقتصاد صنعتی و حل بحران‌هایی چون تورم شکست خورده است). لیبرتارینیسم به‌عنوان وارث راستین میراث جفرسون و توماس پین، تنها راه رهایی از دولت‌گرایی فزاینده قرن بیستم معرفی می‌شود.

    واژگان: مورای روتبارد، برای یک آزادی جدید، لیبرتارینیسم، استراتژی آزادی، Murray Rothbard, For a New Liberty.

    💰 حمایت مالی

    لرن کست تنها با حمایت مالی شما امکان ادامه راه خودش رو داره، هر مقدار حمایت مالی شما کمک بسیار زیادی به من می‌کنه:

    لینک حمایت مالی ریالی/ارزی

    آدرس کیف پول TON:
    UQAzf4ATpTXYCIXHzjTYiddEpdDd2cMae_7vwQFlgMyEPMuh

    آدرس کیف پول (ETH, ARB, BNB, Base, OP, POLY):
    0x75a99c6206874a32929972605ec41b01e8bcdd13

    مترجم: رامین احمدی

    © LearnCast — تولید و پژوهش

    Más Menos
    1 h y 23 m
  • برای یک آزادی جدید - فصل چهاردهم - جنگ و سیاست خارجی
    Oct 16 2025

    جنگ و سیاست خارجی: فصل ۱۴ کتاب «برای یک آزادی جدید»

    🎧 چهاردهمین اپیزود کتاب صوتی مورای روتبارد | برای یک آزادی جدید | Murray Rothbard – For a New Liberty

    معرفی

    در این فصل با عنوان «جنگ و سیاست خارجی»، روتبارد با دیدگاهی لیبرتارین و رادیکال به نقد بنیادهای سیاست خارجی و جنگ می‌پردازد و نشان می‌دهد که چگونه دولت‌ها، به ویژه ایالات متحده در قرن بیستم، با مداخله و امپریالیسم، صلح و آزادی را تهدید می‌کنند.

    نکات کلیدی

    • افسانه انزواطلبی: توضیح موضع ضد جنگ به معنای عدم مداخله سیاسی همراه با بین‌الملل‌گرایی اقتصادی.
    • جنگ از دیدگاه لیبرتارین: شامل قتل عام غیرنظامیان، افزایش اجبار مالیاتی و رد «امنیت جمعی».
    • نفی مشروعیت دولت‌ها بر سرزمین‌ها: تمام قلمروهای دولتی نتیجه تجاوز و فتح خشونت‌آمیز هستند.
    • جنگ چریکی و اصول لیبرتارین: سازگارتر بودن با اصول دفاع از جمعیت غیرنظامی.
    • سیاست خارجی امپریالیستی آمریکا: نقد جنگ‌طلبی آمریکا (جنگ اسپانیا، جهانی اول، ویتنام).
    • جنگ به مثابه «سلامت دولت»: ابزار اصلی گسترش قدرت دولت، مالیات و سربازگیری اجباری.
    • نقد مجتمع نظامی صنعتی: بزرگترین تحریف بازار آزاد و هدایت منابع به پروژه‌های ناکارآمد.
    • سیاست خارجی شوروی و افسانه تهدید: اشاره به اقدامات عمدتاً دفاعی و نه توسعه‌طلبانه شوروی.
    • برنامه سیاست خارجی لیبرتارین: عقب‌نشینی کامل ایالات متحده، بستن پایگاه‌ها، انحلال سیا و قطع کمک‌های خارجی.
    • خلع سلاح هسته‌ای: حذف سلاح‌های قابلیت شلیک فراسرزمینی برای حفظ بشریت.

    نتیجه‌گیری

    این فصل یک چالش فکری عمیق در فلسفه سیاسی و اقتصاد است و دیدگاهی کاملاً جدید درباره صلح، جنگ، دولت و آزادی ارائه می‌دهد.

    واژگان: مورای روتبارد، برای یک آزادی جدید، سیاست خارجی، جنگ، لیبرتارینیسم، انزواطلبی، امپریالیسم، Murray Rothbard.

    💰 حمایت مالی

    درگاه حمایت ریالی و ارزی

    آدرس کیف پول TON:
    UQAzf4ATpTXYCIXHzjTYiddEpdDd2cMae_7vwQFlgMyEPMuh

    آدرس کیف پول (ETH, ARB, BNB, Base, OP, POLY):
    0x75a99c6206874a32929972605ec41b01e8bcdd13

    © LearnCast — تولید و پژوهش

    Más Menos
    1 h y 38 m
adbl_web_global_use_to_activate_DT_webcro_1694_expandible_banner_T1